![]() |
![]() |
|
| در مورد سینما و نوشته های شخصی |
|
در سینمای داستان گو ما به دو الگو نیاز داریم:
۱- قهرمان هدف دارد.(قهرمان هدفمند) ۲- قهرمانی که هدف بر او تحمیل می شود. قهرمانی که ظاهرا هدفی ندارد اما اتفاقی می افتد که قهرمان ناچار می شود که کاری بکند تا وضعیت را به حالت اول برگرداند. --قهرمان باید فعال باشد یعنی :حتما برای رسیدن به هدفش کوشش کند .قهرمان برای هدف مورد نظرش تا آخرین حد توان جهد و کوشش می کند و می جنگد. --قهرمان برای رسیدن به هدف باید با موانع روبرو شود. ---تماشاگر دارای هوش و ایده است و باید جا های خالی را پر کند . یعنی ما باید اجازه بدهیم که جاهای خالی را پر کند. یک قانون طلایی فیلمنامه نویسی : نشان بده ،نگو. -- شخصيت ماجرا را پيش مي برد ، ماجرا به مضمون ختم مي شود. -- اولين آفت فيلمنامه اي که با مضمون شروع مي شود اين است که تبديل به شعار شود. --ما به چي مي خنديم ؟ --ما چه وقت طنز مي گوييم ؟ ۱- وقتي که نتوانيم مستقيما به چيزي اشاره کنيم. ۲- براي از بين بردن ناهنجاريها .طنز مي آيد که ناهنجاري برود. ۳- طنز اخلاق زشت را برملا مي کند. --- وقتي قراردادي نقض شود ،طنز خود به خود مي آيد. چه مي خواهيم بگوييم ؟ الگو چيست ؟ سوء تفاهم مي تواند باعث وقوع فاجعه شود . بنابراين ما نگران وقوع فاجعه هستيم. وقتي فيلمي با سوء تفاهم شروع مي شود در نتيجه بايد با رفع سوء تفاهم تمام شود. -- قهرمان بايد در وضعيتي (دراماتيکي ) قرار بگيرد که اقدام به کارب بکند. يکي از ايرادات نويسندگان ايراني : ارتباط جهان داستان ما با دنياي واقعي عملا گسسته است. -- براي اينکه شخصيتها را بنويسيم بايد خودمان را جاي آنها بگذاريم و خوب تصور بکنيم. -- قهرمان کيست ؟ -- چه مي خواهد ؟ با چه کسي و براي چه چيزي مي جنگد ؟ --- در فيلمنامه همه چيز در حال شدن است پس نبايد از فعل ماضي استفاده کرد. هر فيلمنام در واقه سفر قهرماني قهرمانش است. --- ما در زندگي بازنده ايم چون دنبال فرصتهايي مي گرديم که عملا در اختيار ماست. معرفي کتاب : ۱- داستان نوشته رابرت مک کي ۲- ساختار اسطوره اي فيلمنامه کریستوفر وگلر، عباس اکبری (مترجم) ۳- قدرت اسطوره ترجمه عباس مخبر ،نشر مرکز ۴- قهرمان هزار چهره جوزف کمپبل، شادی خسروپناه (مترجم)، زهرا تقی زاده (ویراستار)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/17ساعت 16:18 توسط قاسم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه کنم ؟سینما جانم را میگیرد .کاش جانم را بگیرد .کاش بمیرم از این درد .از این سینما اما اینقدر نسوزم .اینقدر آه و فغان نکنم .
فیلمهای من(تهیه کننده و کارگردان): 1- بازی 17 دقیقه سال 1382 2- آقا من شما را می شناسم 11 دقیقه سال 1384 3- پرواز 40 دقیقه سال 1385 4-دوباره مرگ ،دوباره زندگي 90 ثانيه 1387 |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
روز تايپ فيلمنامه نويسي (سايت خارجي) آموزش زبان نويسنده تنبل تولدي نو |
|
RSS
|