تبليغاتX
سینما و دل نوشته ها ی من - کارگاه یک فیلمنامه یک فیلم (1)
در مورد سینما و نوشته های شخصی
کارگاه یک فیلمنامه یک فیلم (1) --اولین جلسه چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷

بالاخره اتفاقی که ازحدود یک و ماه و نیم پیش شروع شده بود و من به شدت منتظرش بودم ،افتاد و اولين جلسه کارگاه فيلمنامه نويسي جناب آقاي فرهاد توحیدی در محل ساختمان حوزه هنري استان تهران تشکيل شد.

     هدف اين کارگاه اين است که تا پايان دوره هر کدام از دانشجوها فيلمنامه اي بنويسند و بعد با کمک و هزينه حوزه هنري آن را بسازند. تعداد هنرجوها ۱۶ نفر است و همه از طريق رزومه کاري و ايده يا ايده هاي که بايد براي شرکت در کلاس ارائه مي دادند ،انتخاب شده اند .

     قبل از اينکه به شرح حال جلسه اول اشاره کنم .به رسم به جا آوردن اين سخن که شکر نعمت نعمتت افزون کند . به سهم خودم از حضور جناب آقاي فرهاد توحيدي در اين کلاس نهايت تشکر را دارم و البته خود من بيشتر به خاطر حضور ايشان  به اين کلاس آمدم .بهد از مسئولان و دست اندر کاران برگزارکننده اين کارگاه و خصوصا آقايان : بهادري و خسروي که به نظرم حضورشان براي دانشجويان غنيمتي است . به خاطر اينکه از رفتارشان معلوم است که به اين کارگاه علاقه مندند و با حضور در کلاس و تعامل با استاد و دانشجو به پيشرفت بهتر کلاس کمک مي کنند و البته آقاي خسروي معلوم است که کمي بالاتر از يک کارمند يا مدير است ،به خاطر شرکت در بحثها و...

       بعد از مدتها که دوباره در همچنين کلاسي حاضر شدم ،احساس نوجواني و دوره راهنمايي و دبيرستانرا داشتم و به خصوص ساعتهاي خوش درس انشاء  ،اين  احساس خوب بعضا در مواقعي که کسي از من براي نوشتن انشايش مي خواست به سراغم مي آمد اما اکثرا گذرا بودند و با حسرت و خصوصا اينکه در بعضي مواقع مثلا براي خانمم که از من کمک مي خواست براي نوشتن متني براي کلاس زبانشان و من متني ادبي يا شيوه جسارت آميزي را پيشنهاد مي کردم ،زير بار نمي رفت و ار مسخره همکلاسيهايش مي ترسيد و من هميشه حسرت مي خوردم که چرا خودم نمي توانم اين کار را بکنم . اما ديروز چهارشنبه و در اولين جلسه کلاس من اين کار را کردم به اين صورت که استاد تمريني به ما داد که در يک فرصت ده دقيقه يک خاطره اي را که اخيرا برايمان روي داده بنويسيم . من از تجربه خوبي که از گوش کردن به ترانه چکاوک داريوش در شلوغي ترمينال و لذت بردن از آن و عوض شدن حالم بود نوشتم و وقتي که رسيدم به جايي که نوشته بودم " پلي کردم " ترانه چکاوک را که از قبل در گوشيم آماده بودم پلي کردم و اجازه دادم کل کلاس مستقيم بيت اول آن را بشنود.

   در ضمن اکثر متنهايي که بچه هاي کلاس در اين فرصت ده دقيقه نوشته بودند خوب بود و اين نشان مي داد که همه با اصول نوشتن آشنا هستند و البته اکثرا به نوعي در حوزه فيلم و سينما يا کار مي کنند يا فيلم کوتاه ساخته اند و ...

درس اول :انبار انباشته ذهني

اولين درس استاد توحيدي اين بود که ما همه در زندگي تجربيات نابي داريم و بهتر است که در شروع کار از اين تجربيات و انبار انباشته ذهني استفاده کنيم و با رجوع به آنها و درک و توضيح آن تجربه ها بتوانيم راه را براي خود آسان کنيم .و البته تمرين ده دقيقه اي که در بالا شرحش رفت براي اين بود.

درس دوم : حرکت ، موتور جلو برنده داستان است .براي اينکه داستان ما به پيش برود و مخاطب را با خود همراه ببرد بايد بتواند از اين عنصر بهره ببرد.

اما چگونه از حرکت در فيلمنامه استفاده ببريم ؟اصولا حرکت چگونه بوجود مي آيد ؟

در کلاس اين بحث کاملا باز نشد .اما به نظر من چيزي که حرکت را مي سازد .کشمکش است و يا در گيري .اين کشمکش يا در گيري که غالبا کل داستان بر آن بنا مي شود مي تواند سه حالت داشته باشد:

۱- کشمکش انسان با انسان ديگر

۲- کشمکش انسان با طبيعت

۳- کشمکش انسان با خود

که البته در دو مورد اول به خاطر بيروني و ظاهري بودن حرکت در آنها و اصطلاحا وجود اکشن در آنها مي تواننند از حرکت بيشتري بر خوردار شوند . چيزي که در سومي به خاطري شخصي بودن و دروني بودن کمتر اتفاق مي افتد و نويسنده و کارگردان بايد به دنبال تمهيدي باشد براي پيشبردن و حرکتي کردن داستان خود طبعا در گير کردن مخاطب با داستان و همراه بردن او با خود.

--سينما هنر جزييات است.جزييات همان چيز هاي کوچک و ظريفي هستند که ظاهرا به چشم نمي آيند  اما در واقع زندگي بر انها نهاده مي شود.چيزي که در تمرين بعضي از دانشجويان وجود نداشت و طبعا همراهي ديگران را هم نمي توانست با خود داشته باشد. جزييات همان چيزهايي هستند که ما با دانستن آنها عاقمند شخصيت مي شويم و يا به اصطلاح با او همذات پنداري مي کنيم.

--بنا کردن جزييات --نظام داده ها

غافلگيري يا پايان غافلگير کننده ،خاصيت فيلم کوتاه است.هر چه فيلم کوتاه تر باشد بايد پايانش تاثير گذار تر باشد.

-- زمان فيلم کوتاه تا ۴۰ دقيقه است .

(  البته در جشنواره فيلم کوتاه تهران -سينماي جوان ، فيلم هاي کوتاه تا ۳۰ دقيقه پذيرفته مي شوند.)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 15:41  توسط قاسم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چه کنم ؟سینما جانم را میگیرد .کاش جانم را بگیرد .کاش بمیرم از این درد .از این سینما اما اینقدر نسوزم .اینقدر آه و فغان نکنم .

فیلمهای من(تهیه کننده و کارگردان):
1- بازی
17 دقیقه سال 1382

2- آقا من شما را می شناسم
11 دقیقه سال 1384
3- پرواز
40 دقیقه سال 1385
4-دوباره مرگ ،دوباره زندگي
90 ثانيه 1387

پیوندهای روزانه
سایت سینمایی ایرانی
جشنواره بین المللی فیلم کوتاه کلرمونت-فرند
جشنواره های خارجی
wanted
جشنواره فیلم
فراخوان جشنواره فیلم کوتاه دپیکت

فراخوان جشنواره فیلم کوتاه «آن اند آف» اسپانیا
اطلاعات مربوط به ثبت نام در آ ف آ
فراخوان آکادمي فيلم آسيا براي فيلمسازان جوان
فراخوان جشنواره فیلمهای ترسناک لیسبون
پنجاهمین جشنواره فیلم کوتاه بیلبائو
راهنماي مرور فيلم
نظریه های کلاسیک سینما
جان فرانکن هایمر
فیلم کوتاه (مقاله )
عناصر سینما
دلم تنگ است برای یک نقد خوب
چرا همشهری کین فیلم خوبیست؟
3:10 دقیقه به یوما
خلاصه کتاب قورباغه را قورت بده
گل زیبای من
ای مرگ
سینمای ما
مرکز گسترش سینمای تجربی و مستند
سایت فیلم کوتاه
جشنواره فیلم کن
هالیوود
سایتهای سینمایی (خارجی)
بزرگترین و کاملترین سایت در مورد فیلمهای خارجی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
روز تايپ
فيلمنامه نويسي (سايت خارجي)
آموزش زبان
نويسنده تنبل
تولدي نو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM