![]() |
![]() |
|
| در مورد سینما و نوشته های شخصی |
|
نگاهی به فیلم 3:10 دقیقه به یوما 3:10 to yomaدن کشاورز خانواده دار و اهل زن وزندگی است که به همرا ه زن و دو پسرش روزگار را سپری می کند . چرا دن خانواده دار و اهل زندگیسیت ؟ فیلم باسرفه های پسر کوچک دن شروع می شود و ما بعدا می فهمیم که دن به خاطر رعایت حال او که دکتر گفته است باید در هوای خشک باشد به آنجا آمده است . از سوی دیگر در سکانس دوم فیلم وقتی گروه بن وید متوجه حضور آنها می شوند . دن خودش را جلو می اندازد. در صحنه ای هم که بن وید از زن دن حرف می زند او بر می آشوبد و یقه بن وید را می گیردو...دن در گذشته در ارتش بوده است اما موقع فرار یکی از افرادش به او شلیک می کند و حالا یک پایش می لنگد شاید هم یک پایش مصنوعی است ( چون در فیلم مشخص نیست ) اما همین موضوع عمده مصالح فیلم برای پیشبرد داستان است و نقطه عطف دوم فیلم را نیز رقم می زند.همین موضوع و تساهل او در برخورد با افرادی که در ابتدای فیلم خانه اش را به خاطر بدهی آتش می زنند و او پسرش را از تیراندازی به آنها باز می دارد.باعث می شود که درنظر پسرش ترسو و ضعیف جلوه کند و همه داستان فیلم در جهت کسب حیثیت برای دن است(به دست آوردن پول و قهرمانی در نظر فرزند و خانواده که عامل قهرمانی به مراتب قویتر است چون دن از پیشنهاد 1000 دلاری بن وید برای آزادیش سر باز می زند. پس عامل محرک فیلم رو به جلو تلاش دن است برای به دست آوردن حیثیت و ابروی از دست رفته اش در نزد پسر ( چون ظاهرا بقیه داستان فرار او را نمیدانند ) و همین موضوع باعث می شود که دن در مقابل دریافت 200 دلار حاضر می شود به افراد قانون کمک کند تا بن را - که در بار و ناغافل دستگیر شده است - به شهر کاتنشن برای سوار کردن به قطار 3:10 دقیقه ببرند.
بن وید سر دسته گروهی است که کارشان غارت و دزدی است . اما بن وید واقعا کیست ؟ بن وید چنانچه از دیالوگهای فیلم می فهمیم فرزند نامشروع یک مرد الکلی و یک زن فاحشه است و شاید به همین خاطر مادر در کودکی او را سر راه گذاشته است .به این ترتیب که انجیلی را به بن وید می دهد و به بهانه خرید بلیط قطار او را ترک می کند.و هیچ وقت بر نمی گردد.اینکه مادر برای سرگرم کردن سر کودکش انجیلی را به او می دهد باعث آشنایی او با کتاب مقدس می شود ، علاوه بر آن بن وید علاقمند به طراحی است و شاید همین خصوصیتهاست که او را متفاوت تر از دیگر افراد گروهش میکند . چیزی که زن و پسر بزرگ دن نیز در اولین ملاقاتشان با بن به آن معترف می شوند. داستان با دن و بن توامان پیش می رود و می توان گفت که این دو شخصیتهای اصلی ما در این فیلم هستند . ویلیام پسر بزرگ دن است و شخصیت و حضور قوی در فیلم دارد .اوست با حرفهای نیشتدارش پدر را می آزارد و به دیده تحقیر به پدر می نگرد .چون از گذشته پدر خبر دارد .همین موضوع و نیش های او عاملی برای تحرک پدر می شود .و عاملی دیگر برای بهتر جلوه کردن خود ویلیام چون او نمی خواهد مثل پدر باشد .او جوانی است جسور و نترس و البته بی ملاحظه . درداستان فیلم نقاط عطف بسیاری است از جمله حضور ویلیام در صحنه ای که بین وید اسلحه به دست به همه مسلط می شود و قصد فرار دارد که با سر رسیدن ناگهانی ویلیام از پشت سر بن وید ، بن وید خلع سلاح می شود. اما دو نقطه عطف اساسی از نظر ساختار سه پرده ای سید فیلد اینها هستند : 1- قبول همراهی گروه برای تحویل بن وید در مقابل دریافت 200 دلار از سوی دن 2- افشای راز دن برای بن وید در سکانسهای پایانی فیلم وقتی که توسط بن وید مغلوب می شود مبنی بر اینکه او هیچ وقت قهرمان نبوده است و در واقع برای اینکه می خواهد در نظر پسرش قهرمان جلوه کند ، می خواهد او را سوار قطار کند. نکته دیگری که شاید توجه به آن مهم باشد .دقت در تدوین و کارگردانی فیلم است .در سکانس دوم فیلم ما دن و پسرش را در اتاق می بینیم که مشغول صحبت هستند .پسرش طوری با او صحبت می کند که او احساس خواری می کند .نمایی که ما از دن میبینیم یک نمای بسته است در حالت درماندگی که انگار دنبال راه فرار از این مخمصه میگردد دنبال چیزی که توسط آن از این گرفتاری و حقارت نجات یابد .این نما بلافاصله کات می شود به نمای بسته بن وید که در حال طراحی از پرنده ای است که روی شاخه ای نشسته است. انگار قرار است که بن وید راه فرار و نجات دن از این مخمصه باشد . آن هم به مدد حس انسان دوستی و لطافتی که در وجودش است و ما این لطافت را نیز در همین نما و با کار طراحی اش میبینیم. 3:10 دقیقه به یوما فیلم خوش ساختی است ، وسترنی قابل تامل که می توان با چند بار دیدن این فیلم درسها و نکات بسیلری را از آن آموخت . هر چند که بی عیب و ایراد نیست و بعضی از صحنه ها یا بهتر است بگویم پرداخت بعضی از صحنه ها مرا به عنوان بیننده آزار داد. از جمله کشتار صحنه آخر توسط بن وید . کشتار گروه خودش توسط خودش . درست است که ما حالا از روحیه انسانی او با خبریم و از حسی که نسبت به دن پیدا کرده است . اما آیا این شخصیت به راحتی می تواند دست به چنین قتلهایی بزند و آنهم کسانی که به خاطر نجات او تن به هر کاری داده اند ؟اگر فیلم را دیده اید و اگر مایل بودید در این باره نظرتان را بگویید . ممنونم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/09/24ساعت 1:37 توسط قاسم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه کنم ؟سینما جانم را میگیرد .کاش جانم را بگیرد .کاش بمیرم از این درد .از این سینما اما اینقدر نسوزم .اینقدر آه و فغان نکنم .
فیلمهای من(تهیه کننده و کارگردان): 1- بازی 17 دقیقه سال 1382 2- آقا من شما را می شناسم 11 دقیقه سال 1384 3- پرواز 40 دقیقه سال 1385 4-دوباره مرگ ،دوباره زندگي 90 ثانيه 1387 |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
روز تايپ فيلمنامه نويسي (سايت خارجي) آموزش زبان نويسنده تنبل تولدي نو |
|
RSS
|