تبليغاتX
سینما و دل نوشته ها ی من
در مورد سینما و نوشته های شخصی
تحليل فيلمنامه وثيقه يا جانبي ساخته مايكل مان در سايت پرده سينما  به آدرس زير:

http://www.cinscreen.com/?id=103

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/22ساعت 15:59  توسط قاسم | 
تارانتينو و گروه حرامزاده اش

متن اين مقاله را مي توانيد در سايت پرده سينما بخوانيد:

http://www.cinscreen.com/?id=90

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 13:16  توسط قاسم | 

دانش و معرفت

(نگو ،دراماتيزه كن )

 مطالعه بيشتر به دانستن افراد كمك مي كند اما بسيار اتفاق افتاده است كه ما چيزي را ميدانيم اما در برهه هاي مختلف زندگي از عمل به آن قاصريم ،چرا؟

حتما شما هم واعظان بي عمل زياد ديده ايد و يا حتي حافظان قرآن كه رفتارشان در بعضي مواقع ضد دينداري است .اما قصد من بحث اخلاقي نيست .مي خواهم بگويم كه براي يادگرفتن چيزي بايد آنقدر استمرار داشته باشي تا به معرفت آن برسي . در مورد خودم مي گويم .من از حدود يك سال و نيم پيش كتاب داستان (رابرت مك كي ) را دوبار خوانده ام . اما چند روز پيش كه داشتم براي بار سوم فصلي از آن را مي خواندم احساس كردم كه اين كلمات را تازه مي بينم و برايم نوشته ها شگفتي داشت . و آن موقع بود كه فكر كردم حالا به معرفت اين بحث پي برده ام .

اما چه بحثي ؟

اصلي هست در فيلمنامه و كلا در سينما كه مي گويد : "نگو ،نشان بده "

در برخورد اول فكر مي كنيم كه مثل سينماي صامت همه چيز را بهتر است كه با زبان تصوير بيان كنيم .اين البته چيز بدي نيست . اما مثالهاي زيادي از فيلمهاي ناطق زيادي داريم كه اين گفتن جان و روح ما را تسخير مي كنند خصوصا در اكثر فيلمهاي تارانتينو (پالپ فيكشن ، سگداني و ... ) و يا فيلمي مثل قبل از طلوع . اما راز اين ماجرا كجاست .

نگو نشان بده .به اين معني است كه اطلاعات مربوط به معرفي و يا فلاش بك ها را دراماتيزه كنيم .اما چگونه .براي شناخت بهتر دوباره برميگردم به فيلم وثيقه مايكل مان.

و اول از شما مي پرسم .مكس چه شخصيتي دارد ؟

مكس يك راننده تاكسي است كه به كارش وارد است . او خيابانهاي لوس آنجلس را مثل كف دستش مي شناسد و علاوه بر آن آدمي است تنها كه غرق در كار است .علاوه بر آن آدم خوبي است و به حق خودش قانع است .

اما اين اطلاعات را ما چگونه مي فهميم .شايد اگر نوسنده آماتوري اين فيلمنامه را مي نوشت ، اين اطلاعات را در دهان مكس مي گذاشت و يا دو نفزي كه مكس را مي شناسند و حالا درباره او حرف مي زنند تا مخاطبين مكس را بشناسند . اما نويسنده اين فيلمنامه چگونه اين اطلاعات را به ما مي دهد.

خانم سياه پوستي كه دردادگاه كار مي كند ( الي ) سوار ماشين مكس مي شود و چون ديرش شده از به مكس پيشنهاد مي كند كه از فلان خيابان برود اما مكس مي گويد كه اگر از فلان خيابان برود سريعتر مي رسد . آنها شرط مي بندد و در حين اينكه در اين شرط بندي ما را از به هيجان در مي آورند . اطلاعات را آرام به خوردمان مي دهند.و حالا ما مكس را مي شناسيم و حتي الي را. اما نه كاملا چون مي دانيم كه اطلاعات را بايد در بسته بنديهاي كوچك به مخاطب داد و او را تا پايان با خود همراه كرد .

پس نگو نشان بده را شايد بتوانيم با عبارت بهتري بگوييم :

نگو ،دراماتيزه كن .

اين اصل در مورد فلاش بك هم صدق مي كند.چون فلاش بكها در ذات خود خسته كننده هستند و زمان مرده به شمار مي روند اما در فيلمهاي خوب اين فلاش بكها دراماتيزه مي شوند و تبديل مي شوند به موتور جلوبرنده فيلم .مثلا در فيلم سكوت بره ها به فلاش بكها ما به گذشته جودي فاستر بر ميگرديم و با يك داستان ديگري (پيرنگ فرعي ) روبرو مي شويم كه شوق ديدن ما را براي ديدن ادامه فيلم دو چندان مي كند.: اينكه در گذشته جودي فاستر كوچولو پدرش را از دست داده است و در خانه عمه اش شاهد سلاخي برره ها بوده است . او كه نمي تواند همه آنها را نجات دهد يكي از آنها را بغل مي كند و پا به فرار مي گذارد اما توسط شوهر عمه اش گير مي افتد و در نهايت آن بره هم مي ميرد .حالا جودي فاستر شبها در خواب صداي بره ها را مي شنود كه بع بع مي كنند. البته در اين فيلم اين فلاش بك علاوه بر دراماتيزه بودن كاركردهاي ديگري هم دارد همچون نشان دادن زخم روحي قهرمان و البته هدف ناخود آگاه جودي فاستر در تلاش براي نجات دادن آخرين زن ( كه دختر كميسر هم است ) .و اگر او را نتواند نجات دهد هيچوقت ديگر نخواهد توانست كسي را نجات دهد .اما با نجات دختر صداي برره ها هم رو به خاموشي مي گذارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت 19:53  توسط قاسم | 

درباره فیلمنامه  فیلم وثیقه

وینست (تام کروز ) وارد شهر لس آنجلس می شود تا هدفی را که در سر دارد محقق سازد . هدف او کشتن کسانی است که در حادثه کشتار دخالت داشته اند و البته این هدف از نظر هیچکاک تنها یک مک کافین است .

وینست دنیا دیده است و خسته .او که مرگ آدمهای زیادی را دیده است حالا کشتن چند آدم بد برایش مثل اب خوردن است .

مکس : در مقابل وینست ف مکس یک آدم معمولی است ،کسی که هدف دارد او اگرچه غرق در زندگی شهری است اما با نگاه کردن به کارت پستال آرام می گیرد و زندگیش خالی از حضور زن است . غیر از مادرش که او هم مکس را آدم بی دست و پایی می داند .

حال سوال این است قهرمان فیلم کیست مکس یا وینست یا هردو

با دقت در فیلم و تعریفی که از قهرمان داریم می فهمیم که مکس قهرمان فیلم است . اگرچه مکس در ابتدا ساکن اسن و هیچ هدفی ندارد .اما به تدریج هدف ( نجات دختر و متوقف کردن وینست ) بر او تحمیل می شود و او برای این کار مجبور می شود از پوسته خود خارج شود و با سفر و طی مراحلی به رشد و شناخت جدیدی از خود و دنیای پیرامونش برسد . پس قهرمان ما مکس است .

حالا باید بپرسیم پس وینست چه کارکردی در این فیلم دارد .وینست که تا آخر فیلم شخصیت ثابت و بدبینی نسبت به دنیای پیرامون خود دارد . نقس استاد را طی الگوی سفر نویسنده بر عهده دارد . اوست که مکس را به کنش وامی دارد و راه زندگی را بهش می آموزد اگرچه این آموزه ها ت.ام با کشتار است و حتی در انتها باعث می شود شاگرد ( مکس ) رودر روی او بایستد و اسلحه به رویش بکشد اما پیداست که وینست از کار خودش راضی است .مکس حالا آدم پر دل و جراتی است که عشقشش را پیدا کرده است و به نظر می آید که وینست کارش را درست انجام داده است .

بررسی از نظر سفر نویسنده :

مکس در دنیای عادی خود که عبارت است از شهر شلوغ لوس آنجلس ، خیابانهای پر ترافیک و دعوای زن و شوهر ها در تاکسی او زندگی می کند . او به کارش وارد است اما به نظر می آید که زندگی بیهوده ای را طی می کند .

با ورود وینست به ناکسی مکس مسیر داستان عوض می شود .وینست مثل استاد او را دعوت به ماجرا جویی می کند . این دعوت با وسوسه کرایه بیشتر شروع می شود و اگرچه مکس در ابتدا همانند سایر قهرمانان رد دعوت می کند . اما بالاخره می پذیرد و وارد دنیای دیگری می شود. این دعوت به ماجراجویی در ادامه با اصرار وینست و متوسل شدن به اسلحه ادامه پیدا می می کند و در واقع ما وارد پرده دوم می شویم که پرده تقابل است . نقطه عطف پرده اول اما کجاست ؟

نقطه عطف پرده اول وقتی است که اولین شکار وینست روی تاکسی مکس می افتد و باعث راندن داستان با شتاب بیشتری به جلو می کند .

در پرده دوم تقابل و کشمکش مکس با وینست هر لحظه اوج می گیرد تا اینکه در پرده سوم به نقطه عطف دوم می رسیم . اما پرده دوم طبق ساختار سید فیلد از نظر سفر نویسنده معروف است به پا گذاشتن در دنیای ویزه و سپری کردن آزمون ها و امتحانهایی که با طی آنها قهرمان قرار است در پایان به پاداش خود برسد .

اما نقطه عطف پرده دوم کجاست؟

وینست مکس را با خود همراه می کند و اگرچه ما متوجه تغییر رفتار و شخصیت او می شویم چه در صحنه ای که کیف را از روی پل به پایین پرت می کند و په در صحنه ای که خود را به جای وینست معرفی می کند و آدرس دو نفر آخر را می گیرد و یا حتی صحنه ای که با تحول تدریجی او و اوج گرفتن داستان به وازگون شدن تاکسی می انجامد .و به خصوص در این صحنه چی می بریم که مکس چه تحولی می کند و یا چه انرزی نهفته ای در وجود او پنهان است ، با این احوال نقطه عطف دوم وقتی اتفاق می افتد که مکس تصویر دختر سیاه چوست - آنی را روی مونیتور ماشین خود می بیند و می فهمد که هدف بعدی مکس اوست .

این صحنه و رفتن به دنبال نجات آلی همان آزمون بزرگ در سفر نویسنده است که با طی آن قهرمان به پاداشی که لیاقت آن را دارد و در این فیلم عشق آنی می رسد و در مسیر بازگشت قرار می گیرد اما حالا ما میدانیم که مکس چه تحولاتی را از سر گذرانده است و به چه رشدی رسیده است .

اوج داستان درگیری مکس با وینست است که نفسها را در سینه حبس می کند و با کشته شدن وینست گره گشایی می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 12:57  توسط قاسم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چه کنم ؟سینما جانم را میگیرد .کاش جانم را بگیرد .کاش بمیرم از این درد .از این سینما اما اینقدر نسوزم .اینقدر آه و فغان نکنم .

فیلمهای من(تهیه کننده و کارگردان):
1- بازی
17 دقیقه سال 1382

2- آقا من شما را می شناسم
11 دقیقه سال 1384
3- پرواز
40 دقیقه سال 1385
4-دوباره مرگ ،دوباره زندگي
90 ثانيه 1387

پیوندهای روزانه
سایت سینمایی ایرانی
جشنواره بین المللی فیلم کوتاه کلرمونت-فرند
جشنواره های خارجی
wanted
جشنواره فیلم
فراخوان جشنواره فیلم کوتاه دپیکت

فراخوان جشنواره فیلم کوتاه «آن اند آف» اسپانیا
اطلاعات مربوط به ثبت نام در آ ف آ
فراخوان آکادمي فيلم آسيا براي فيلمسازان جوان
فراخوان جشنواره فیلمهای ترسناک لیسبون
پنجاهمین جشنواره فیلم کوتاه بیلبائو
راهنماي مرور فيلم
نظریه های کلاسیک سینما
جان فرانکن هایمر
فیلم کوتاه (مقاله )
عناصر سینما
دلم تنگ است برای یک نقد خوب
چرا همشهری کین فیلم خوبیست؟
3:10 دقیقه به یوما
خلاصه کتاب قورباغه را قورت بده
گل زیبای من
ای مرگ
سینمای ما
مرکز گسترش سینمای تجربی و مستند
سایت فیلم کوتاه
جشنواره فیلم کن
هالیوود
سایتهای سینمایی (خارجی)
بزرگترین و کاملترین سایت در مورد فیلمهای خارجی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
روز تايپ
فيلمنامه نويسي (سايت خارجي)
آموزش زبان
نويسنده تنبل
تولدي نو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM