![]() |
![]() |
|
| در مورد سینما و نوشته های شخصی |
|
کتاب سينما :معماري در حرکت ،نوشته آقاي مهدي رحيميان را اين روز ها در دست مطالعه دارم .به همين خاطر مي خواهم هر فصل را که تمام کردم براي استفاده ساير دوستان و براي ياد آوري و مراجعه بعدي خودم خلاصه اين کتاب را اينجا بگذارم .
فصل اول :سينما چيست؟(ياد آور کتابي به همبن نام از آندره بازن ) نما عنصر اوليه و بياني سينماست .اگرچه از نظر فني ،يک نما با تغيير در موضع دوربين حاصل مي شود و مي تواند به هر ميزان دلخواه روي پرده بماند ،اما از نظر سساختاري ،يک نما کوچک ترين جزء بيان فيلمي است. دو يا چند نما با هم بخش بزرگتري ر ا درست مي کنند که صحنه ناميده مي شود. دو يا چند صحنه که به هم وصل مي شوند ، بخش بزرگتري به نام فصل (سکانس ) را درست مي کنند. قاب بندي قاب بندي تاثيرات قدرتمندي بر تصوير دارد و اين تاثيرات به واسطه عوامل مختلفي حاصل مي شود از جمله : ۱- اندازه و شکل قاب ۲- نحوه جداسازي فضاي داخل قاب و خارج قاب تصوير ۳- نحوه کنترل فاصله ،زاويه و ارتفاع نگاه به تصوير توسط قاب بندي ۴- چگونگي تحرک قاب بندي در ارتباط با ميزانسن در وايل سالهاي ۱۹۳۰ ،آکادمي علوم و هنر هاي سينمايي نسبت ابعاد قاب بندي را در اندازه ۱ به ۳۳/۱ تثبيت کرد.اين نسبت ابعاد ،استانداردي در اين زمينه به وجود نياورد ،بلکه نسبت هاي پرده عريض در اندازه هاي مختلف ۱ به ۶۵/۱ ،۱ به ۸۵/۱ و همچنين ۱ به ۳۵/۲ در فيلمهاي مختلف به کار رفت. فضاي خارج قاب از نظر رواني براي بيننده سينما اهميت ويژه اي دارد ،زيرا همواره برخي از تصورات او از شخصيتهاي فيلم پيرامون اين فضاي خارج از قاب متمرکز مي شود. زاويه دوربين (ديدگاه فيلمساز و بيننده ): فيلم بانويي در درياچه (۱۹۴۷) رابرت مونتگمري نمونه استثنايي روايت با ديدگاه ذهني (اول شخص ) است. که غالب صحنه هاي آن از ديد اول شخص و ديدگاه ذهني اوست. کاربرد فن ديدگاه ذهني در بسياري فيلمها جنبه هاي نمايشي آنها را افزايش مي دهد . گرچه استفاده از اين فن بيننده را به حضور دوربين آگاه مي سازد اما باعث افزايش مشارکت وي در رويداد مي شود. ترکيب بندي تصوير : يک ترکيب بندب متوازن حتي اگرمتقارن هم نباشد از وزن متعادلي برخوردار است .البته ترکيب بنديهاي کاملا متوازن پويايي و تحرک خود را از دست مي دهند و براي اين که جذابيت لازم را به دست آورند ، لازم است ترکيب بندي از حالت تقارن خود خارج شود. ميزانسن : يک نما کوچک ترين جزء روايت فيلمي است واحدي بنيادي در يک نظام سينمايي را تشکيل مي دهد. در درون يک نما ، عناصر مختلف با آرايش هاي مشخص تنظيم مي شوند و اين عمل به ميزانسن معروف است. ميزانسن در فضا عمل مي کند و تدوين در در زمان حاصل مي شود. ميزانسن اصالتا يک واژه تئاتري و به معني جاي گزيني است. اولين چيزي که در يک ميزانسن سينمايي به آن توجه مي شود چگونگي تفکيک صحنه هاست . بازيگران در کجاي صحنه قرار مي گيرند ؟ آيا دکور ، لوازم صحنه و گريم به اهداف مورد نظر نمايش صحنه کمک مي کنند؟ يک کارگردان فيلم بايد اين مهارتهاي تئاتري را داشته باشد و بتواند اين قابليت هارا به خوبي به فضاي سينمايي انتقال دهد. صحنه سينمايي معمولا به چند نما تقسيم مي شود . در حاليکه يک صحنه تئاتري در زمان و فضاي پيوسته يک دکور اتفاق مي افتد. در سينما نه تنها حرکت بازيگران نسبت به يکديگر و صحنه دور و برشان از اهميت برخوردار است ، بلکه در اين جا رابطه آنها با دوربين و نحوه حرکت دوربين درارتباط با ايشان نيز تعيين کننده است . در سينما صحنه نهايي ، قاب تصوير است. اگرچه عناصر اصلی میزانسن در تئاتر و سینما ، نورپردازي ،جايگيري بازيگران در صحنه وطراحي صحنه (لباس ،لوازم صحنه و...) است .اما ميزانسن سينمايي شامل عناصر ديگري نيز مي شود از جمله نوع فيلم خام ( سياه و سفيد ، رنگي ...) نسبت ابعاد فيلم ،قاب بندي ،موضع و حرکت دوربين ،و شرايط صوتي محيط . در سينما همه اين عناصر انتخاب شده و در جاي خود قرار مي گيرند. تدوين: تدوين عنصر اساسي در شکل گيري نهايي فيلم به صورت يک ساختار مستقل است .تدوين از يک منظر فقط اتصال نما ها به يکديگر جهت ايجاد يک صحنه و پيوند صحنه ها براي ايجاد يک فصل و دنبال هم کردن فصول براي عرصه يک فيلم نيست ، بلکه همانطور که پودوفکين عنوان مي کند ،تدوين شيوه اي است براي تنظيم و کنترل هدايت روان شناختي تماشاگر .تماشاگر از طريق شيوه هاي متنوع تدوين يعني به وسيله عناصري چون تضادمندي ،توازن حوادث ،نمادگرايي و هم زماني ،با رويداد در حال جريان فيلم مواجه مي شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/30ساعت 19:31 توسط قاسم |
|
|
همه حقيقت نزد شما نيست! - (یادداشت اصغر فرهادی (کارگردان رقص در غبار.شهر زیبا.چهارشنبه سوری .در انتقاد به مضعیت جشنواره فیلم فجر)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/23ساعت 10:13 توسط قاسم |
|
|
بدنام (Notorious 1946 ) (( بدنام )) يكي از بهترين عاشقانه هاي تاريخ سينما و يكي از بهترين آثار هيچكاك است. اثري كه عليرغم پرداخت به صورت يك تريلر جاسوسي در بسياري از صحنه ها به يك ملودرام عاشقانه تبديل مي شود. پرداخت عاشقانه در زير حالت جاسوسي فيلم نه تنها باعث جذابيت فيلم شده بلكه تبديل به نوعي بازي در بازي شده است. زني كه اصالت آلماني دارد عليرغم اينكه پدرش را آمريكاييها به زندان محكوم كرده اند فقط به خاطر عشق به يك جاسوس آمريكايي حاضر مي شود بر ضد هموطنان خود اقدام كند و حاضر مي شود تمام آرمانهاي كه پدرش به خاطر آنها مبارزه كرده و به خاطر آنها به زندان افتاده است را زير پا بگذارد. آليشيا( اينگريد برگمن ) حتي حاضر است براي رضاي معشوق دولين ( كاري گرانت ) و به خاطر وظيفه اي كه بر عهده ي دولين است با مرد ديگري ازدواج نمايد. وي مجبور است عليرغم احساسات باطني خود خود را عاشق سباستين ( كلود رينز ) كه در حقيقت مامور نازي ها است نشان دهد تا اطلاعاتي را كه دولين از او مي خواهد به دست آورد. به قول پاسكال بونتيزر ْ مسئله حائز اهميت در بدنام اين نيست كه بطري هاي شراب، حاوي مواد معدني هستند، بلكه اين است كه شراب در زيرزمين قرار دارد، كه در زير زمين با كليد قفل مي شود، كه كليد نزد شوهر است، كه شوهر دلباخته ي همسرش است، كه همسر مرد ديگري را دوست دارد، كه مرد مي خواهد بداند در زير زمين چه چيزي وجود دارد.ْ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 9:52 توسط قاسم |
|
|
سرگيجه ( Vertigo ) ( 1958 ) از زيباترين فيلمهای هيچكاك و تاريخ سينما. فيلمي كه هنوز عليرغم گذشت 45 سال از زمان ساختش هنوز يكي از برترين و موثرترين آثار تاريخ سينما محسوب مي شود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 9:52 توسط قاسم |
|
|
شمال از شمال غربي ( North by Northwest ) ( 1959 ) شمال از شمال غربي را فلسفي ترين اثر هيچكاك مي دانند و شايد يكي از فيلم هاي برگزيده او به حساب مي آورند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 9:50 توسط قاسم |
|
|
مرد عوضي ( The Wrong Man ) ( 1957 ) مرد عوضي يكي از زيباترين فيلم هاي هيچكاك است. اين فيلم ساختاري مستند دارد و فارق از ساير مشخصات ويژه ي ساير فيلم هاي هيچكاك است. هيچكاك در اين فيلم به روايت كردن يك داستان واقعي در مكانهاي واقعي و با اشخاص واقعي ( بجز شخصيت هاي اصلي فيلم نظير بالسترو و زنش ) مي پردازد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 9:48 توسط قاسم |
|
|
بيمار رواني ( PSYCHO ) ( 1960 ) فيلم بيمار رواني يكي از برترين آثار استاد است. فيلمي به تمام معني هيچكاكي و بر گرفته شده از يك موضوع كاملا هيچكاكي. فيلم با صحنه ي كوبنده ي آغاز مي شود ( صحنه ي اول پس از چند ديزالو براي مشخص كردن موقعيت، وارد يكي از اتاقهاي يك هتل مي شود ) و تماشاچي را خلع سلاح مي كند و به دنياي زيبا و لبريز از توهم هيچكاك مي برد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 9:47 توسط قاسم |
|
|
۱:طناب
(( طناب )) يكي از قابل تامل ترين آثار تاريخ سينما است. اثري كه ارزش بارها و بارها ديدن را به خصوص براي اهالي سينما دارد. (( طناب )) را مي توان فرزند خلف زمان خودش دانست. زماني كه اوج نظريه هاي گوناگون زيبايي شناختي فيلم بود همانند نظريه هاي بازن و مانستربرگ و ... . هيچكاك هم براي اينكه ثابت كند از حال و هواي روشنفكري سينما دور نيست بر طبق نظريه معروف بازن درباره تدوين درون پلان و عمق ميدان فيلم معروف (( طناب )) را ساخت. تنها فيلم تاريخ سينما كه هيچ كاتي در آن نخورده است و بدون كمك از عامل مهمي به نام تدوين شكل گرفته است. تنها فيلم تاريخ سينما كه نيازي به تدوين ندارد. تمامي فيلم در يك زمان و مكان معين مي گذرد. فيلم بر پايه ي دكوپاژ كاملا دقيق هيچكاك صورت گرفته است. تمامي حركات دوربين از قبل حساب شده است و حدود شش ماه تمرين مداوم قبل از ساخت فيلم صورت گرفته است. دكورهاي متحرك ساخته شده و همه چيز طبق دستور هيچكاك آماده شده تا وي اولين فيلم رنگي خود را بر طبق نظريه هاي زيبايي شناسانه بسازد تا شايد در دل منتقدين جايي باز كند. ولي نه تنها در اين زمينه موفق نيست، بلكه با سردي منتقدان نسبت به اين فيلم بسيار پر زحمت رو به رو مي شود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 9:45 توسط قاسم |
|
|
سر آلفرد جوزف هیچکاک (زاده ۱۸۹۹ میلادی - درگذشته ۱۹۸۰). کارگردانی انگلیسی که فعالیت عمدهاش در امریکا بود. هیچکاک بیشتر در زمینه فیلمهای معمایی و دلهرهآور فعالیت داشت.
او که در آلمان تحت تأثیر سبک هیجاننمایی (اکپرسیونیسم) قرار گرفته بود در انگلیس آغاز به کارگردانی نمود و از سال ۱۹۳۹ در امریکا به فعالیت پرداخت. هیچکاک طی شش دهه در ساخت بیش از پنجاه فیلم شرکت داشت (از فیلمهای صامت تا فیلمهای تکنیکالر) تا امروز به عنوان یکی از سرشناسترین و محبوبترین کارگردانان فیلمهای سینمایی شناخته میشود. وی پسر یک سبزی فروش به اسم ویلیام هیچکاک بود و خانوادهاش به شدت کاتولیک بودند. سال ۱۹۱۵ کارش را از یک استودیوی فیلمسازی در انگلستان، با سمت طراح تیتراژ فیلم شروع کرد. در کارنامه سینمایی ۵۳ سالهاش، ۶۴ فیلم صامت و ناطق را کارگردانی نمود. فیلمشناسی:
(( سرگيجه )) عاشقانه ترين عاشقانه ى تاريخ سينما است. فيلمي بسيار جذاب و دوست داشتني كه هنوز در تاريخ سينما نظيري پيدا نكرده است. فيلمي در ستايش عشق و در مذمت گناه. اين فيلم هم همانند فيلم (( بدنام )) عليرغم موضوع جنايي اش درباره ى رابطه ي بين افراد است. رابطه ي بين خير و شر. زشت و زيبا . نيك و بد. در بين تمام آثار هيچكاك (( سرگيجه )) شايد تنها اثري است كه از محدوده ي سينما خارج شده و به نوعي شعر تصويري بدل شده است. هيچكاك استاد سينماي ناب ( سينماي تصويري ) در اين فيلم با تصوير چه كارها كه نكرده است . هر فريم اين فيلم به اندازه ي ارزشمند و اثر گذار است كه از محدوده تعريف خارج شده است. قاب بندي هاي زيبا و بي نظير هيچكاك در اين فيلم اين فيلم را به اوج برده است به صورتي كه اگر دشمني و خصومت منتقدين نبود بي شك اين فيلم بهترين فيلم تاريخ سينما نام مي گرفت. جايي كه به حق متعلق به آن است. هيچكاك اگر تنها همين فيلم را در كارنامه ي شكوهمند فيلمسازيش داشت براي رساندن او به اوج قله ي فيلمسازي كفايت مي كرد در حالي كه وي شاهكارهاي ديگري چون (( پنجره ي عقبي ))، (( بدنام ))، (( بيمار رواني )) و ... را خلق كرده است. پس بي شك بزرگترين كارگردان تاريخ سينما كسي نيست جز سر آلفرد هيچكاك (( سرگيجه )) عاشقانه ترين عاشقانه ى تاريخ سينما است. فيلمي بسيار جذاب و دوست داشتني كه هنوز در تاريخ سينما نظيري پيدا نكرده است. فيلمي در ستايش عشق و در مذمت گناه. اين فيلم هم همانند فيلم (( بدنام )) عليرغم موضوع جنايي اش درباره ى رابطه ي بين افراد است. رابطه ي بين خير و شر. زشت و زيبا . نيك و بد. در بين تمام آثار هيچكاك (( سرگيجه )) شايد تنها اثري است كه از محدوده ي سينما خارج شده و به نوعي شعر تصويري بدل شده است. هيچكاك استاد سينماي ناب ( سينماي تصويري ) در اين فيلم با تصوير چه كارها كه نكرده است . هر فريم اين فيلم به اندازه ي ارزشمند و اثر گذار است كه از محدوده تعريف خارج شده است. قاب بندي هاي زيبا و بي نظير هيچكاك در اين فيلم اين فيلم را به اوج برده است به صورتي كه اگر دشمني و خصومت منتقدين نبود بي شك اين فيلم بهترين فيلم تاريخ سينما نام مي گرفت. جايي كه به حق متعلق به آن است. هيچكاك اگر تنها همين فيلم را در كارنامه ي شكوهمند فيلمسازيش داشت براي رساندن او به اوج قله ي فيلمسازي كفايت مي كرد در حالي كه وي شاهكارهاي ديگري چون (( پنجره ي عقبي ))، (( بدنام ))، (( بيمار رواني )) و ... را خلق كرده است. پس بي شك بزرگترين كارگردان تاريخ سينما كسي نيست جز سر آلفرد هيچكاك «آلفرد هيچكاك» ربع قرن پيش در ۲۹ آوريل ۱۹۸۰ درگذشت. وقتى از او پرسيدند كه دوست دارد روى
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 9:39 توسط قاسم |
|
|
استانلی کوبریک در سال ۱۹۲۸ در محله منهتن نیویورک به دنیا آمد. او اولین فرزند خانوادهٔ ژاک کوبریک و همسرش گرتورد بود. اجداد کوبریک از مهاجران یهودی ساکن اتریش بودند. او بسیار باهوش بود، پدرش در ۱۲ سالگی شطرنج را به او آموخت و در سن ۱۳ کار با دوربین عکاسی و فیلمبرداری به صورت آماتور فراگرفت. در نوجوانی به موسیقی جاز علاقه پیدا کرد و میخواست که یک نوازندهٔ درام شود.
دوران فیلمسازی: در سال ۱۹۵۱ "آلن سینگر" دوست کوبریک او را تشویق کرد که یک فیلم مستند کوتاه برای شرکت March of Time بسازد. کوبریک موافقت کرد و با هزینهٔ شخصی فیلم «روز دعوا» را ساخت. اگرچه پخشکننده در همان سال کارش را تعطیل کرد، اما کوبریک توانست فیلم را به قیمت ۱۰۰ دلار به شرکت «آر. ک. او» (به انگلیسی: RKO) بفروشد. کوبریک کار در مجله لوک را رها کرد و دومین مستند کوتاهش را با نام «کشیش پرنده» در همان سال و با سرمایهگذاری RKO ساخت. سومین فیلمش «ملوان» اولین فیلم رنگی او به مدت ۳۰ دقیقه، تبلیغی برای «اتحادیهٔ جهانی ملوانان» بود. این فیلمها همراه با چند فیلم کوتاه دیگر که اکنون باقی نماندهاند، تنها آثار او در ژانر(گونه) سینمای مستند بودند. او همچنین دستیار کارگردان یکی از قسمتهای برنامه تلویزیونی «اتوبوس همگانی» درباره زندگی آبراهام لینکلن بود. «ترس و تمایل (علاقه)» در سال ۱۹۵۳ اولین فیلم داستانی کوبریک بود. ترس و تمایل، داستان گروهی سرباز بود که در جنگی خیالی پشت خطوط دشمن گیر افتاده بودند. در پایان آنها درمییافتند که تصویر دشمنان درواقع همان تصویر خودشان است (بازیگران دو نقش یکی بودند). کوبریک و همسرش توبا متز تنها عوامل فیلم بودند و داستان را دوست کوبریک «هوارد ساکلر» نوشته بود که بعدها نویسندهٔ موفقی شد. فیلم با برخورد خوبی مواجه شد اما توفیق تجاری نیافت. بعدها وقتی کوبریک کارگردان مهمی شد آن را اثر یک تازهکار که باعث خجالت او است نامید و نگذاشت که در هیچجا به عنوان آثار قبلی او نمایش داده شود. بعدها به شکل غیررسمی به صورت DVD منتشر شد و دانشجویانی که آن را دیدند معتقد بودند واقعاً کار جالبی نبوده است. زندگی مشترک او با «توبا» دوست دوران مدرسهاش همزمان با ساخت «ترس» پایان یافت. او با «روت سوبوتکا» رقصندهٔ اتریشی در سال ۱۹۵۴ ازدواج کرد. او باید در فیلم بعدی کوبریک با نام «بوسهٔ قاتل» (۱۹۵۵) هنرنمایی میکرد. بوسهٔ قاتل، همانند «ترس و تمایل» فیلمی کوتاه با زمانی کمتر از یک ساعت بود. و همانند آن با توفیق تجاری و انتقادی کمی مواجه شد. فیلم داستان مشتزن سنگینوزنی است که در پایان دوران حرفهای خود درگیر یک جنایت میشود. این دو فیلم با سرمایه خانوادگی خود کوبریک تهیه شدند. اولین فیلم حرفهایآلکس سینگر، کوبریک را به تهیهکنندهٔ جوانی به نام «جیمز بی هریس» معرفی کرد و آن دو برای تمام عمر دوست هم باقی ماندند. شرکت مشترک آن دو هریس-کوبریک، تهیه کنندهٔ سه فیلم بعدی او بود. آن دو حقوق کتاب «شکست کامل» (به انگلیسی: Clean Break) نوشتهٔ «لیونل وایت» را خریدند، کوبریک و «جیم تامپسون» آن را به داستانی دربارهٔ سرقت از یک مسابقه که پایان وحشتناکی دارد تبدیل کردند. «استرلیگ هیدن» در این فیلم بازی کرد. «کشتن» اولین فیلم کوبریک با بازیگران و دستاندرکاران حرفهای بود. فیلم بهخوبی از روش داستانگویی غیرخطی استفاده کرده بود که در دههٔ ۵۰ نامتداول بود و اگرچه توفیق تجاری نیافت ولی با تحسین منتقدان مواجه شد. تحسین زیاد از فیلم توجه استودیوی «متروگلدین مهیر» را جلب کرد و به او پیشنهاد ساخت دو فیلمنامه که در اختیار آنها بود داده شد. کوبریک داستان «رازهای آشکار» نوشتهٔ نویسندهٔ آلمانی «اشتفان تسوایگ» را انتخاب کرد. اما آنها پیش از ساخت به توافق نرسیدند. فیلمشناسی: گونههای سینمایی که کوبریک در آنها فعالیت داشته است:
جوایز:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/16ساعت 13:54 توسط قاسم |
|
|
میزانسن در سینما یعنی چیدمان صحنه .طرز قرار گیری بازیگران و نورپردازی .میزانسن در اصل یک اصطلاح تئاتری است . دراصل کارگردان قبل از دکوپاژ باید میزانسن صحنه اش را انجام داده باشد و بعد به فکر تقطیع و دکوپاژ بیفتد.
برای ضبط صحنه فیلم دو را وجود دارد . ۱- مستر شات یا نمای مادر : در این روش کارگردان میزانسن خود را می چیند . نمای از این صحنه یک نمای کلی و لانگ (مادر ) می گیرد . و بعد در نماهای دیگر به تقطیع این نمای مادر می پردازد .و حاصل کار را به دست تدوینگر می سپارد. ۲- فیلمبرداری بر اساس دکوپاژو یا تقطیع اولیه: در این روش کارگردان بعد از خواندن فیلمنامه و قبل از اینکه سر صحنه برود فیلمنامه خودش را دکوپاژ می کند و دقیقا می داند که نما ها بر اساس چه ترتیب و نظمی باید به هم بچسبند(تدوین شوند ) .البته این دکوپاژ نیز ممکن است در حین فیلمبرداری تغییر کند . از نظر بعضی از کارگردانها ریسک این کار بیشتر است چون اگر نمایی از یاد برود و یا اشکالی در نمایی وجود داشته باشد جبران کردن آن سخت است. در صورتیکه در شیوه مستر شات چون یک با ر کل صحنه را به صورت لانگ گرفته ای هرگاه که به مشکلی در نماهای تقطیع شده بر خوردی می توانی از این نما استفاده کنی . بحثهای دیگری نیز در مورد میزانسن و دکوپاژ وجود دارد از جمله اینکه عده ای مونتاژ را در مقابل میزانسن می دانند .نظیر آیزنشتاین وپودوفکین و کلا فیلمسازان و نظریه پردازان سینمایی که تازه به اهمیت مونتاژ پی برده بودند. که اعتقاد داشتند که سینما یعنی نما های مجردی که به تنهایی معنی خاصی ندارند و از طریق به هم پیوستن این نماهای مجرد است که معانی خاصی را القاء می کنند. در مقابل بودند نظریه پردازانی مثل آندره بازن که سینما را میزانسن میدانستند .نماهایی که خود به منزله صحنه و فصل به شمار می آمدند.با عمق وضوح بسیار که اوج این تکنیک در فیلم همشهری کین نمود دارد. و به اعتقاد من همشهری کین با استفاده از هر دو روش یعنی دکوپاژ و مونتاژ و نماهای با عمق میدان زیاد پر بار گشته است. برای مطالعه بیشتر شما عزیزان توجه تان را به مقاله ای در این زمینه از "مقالات ایرانیان"جلب می کنم. لطفا ادامه را کلیک نمایید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/05ساعت 15:3 توسط قاسم |
|
|
فراخوان نهمین جشنواره فیلم کوتاه ونیز:
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/04ساعت 7:52 توسط قاسم |
|
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/02ساعت 13:16 توسط قاسم |
|
|||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه کنم ؟سینما جانم را میگیرد .کاش جانم را بگیرد .کاش بمیرم از این درد .از این سینما اما اینقدر نسوزم .اینقدر آه و فغان نکنم .
فیلمهای من(تهیه کننده و کارگردان): 1- بازی 17 دقیقه سال 1382 2- آقا من شما را می شناسم 11 دقیقه سال 1384 3- پرواز 40 دقیقه سال 1385 4-دوباره مرگ ،دوباره زندگي 90 ثانيه 1387 |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
روز تايپ فيلمنامه نويسي (سايت خارجي) آموزش زبان نويسنده تنبل تولدي نو |
|
RSS
|